منهاج سراج

330

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

داده بود ، امير بو على بن محمد بن سورى ، چنانچه بعد ازين تحرير يابد ( انشاء اللّه العزيز ) و السلام على من اتبع الهدى . الخامس الملك ابو على بن محمد سورى مير ابو على مردى نيكو سيرت و گزيده اخلاق بود ، و بحسن اعتقاد موصوف و در عهدى كه پدرش امارت غور و جبال منديش [ ( 1 ) ] داشت ، همه خلق را نظر بر وى بود ، و محبت او در مزاج‌ها مركب . و هر چند پدرش بامير سبكتگين و سلطان محمود رحمهما اللّه تمرد [ ( 2 ) ] ميكرد ، امير ابو على مدام به خدمت سلطان اخلاص و طواعيت خود ظاهر ميگردانيد ، و مكتوبات مشتمل بر اظهار فرمان بردارى و محبت در قلم مىآورد ، و به حضرت غزنين ميفرستاد ، چون تمرد پدرش از حد اعتدال تجاوز كرد ، سلطان از غزنين لشكر آورد ، بعد از كوشش بسيار امير محمد سورى را بدست آورد ، و او را با خود به طرف غزنين برده ، امير ابو على را امارت غور داد ، چون ابو على بغور نصب شد ، بجاى خلق نيكوئى كرد ( و بناهاى خير فرمود ، و در بلاد غور مساجد جامع ) و مدارس بر آورد و اوقاف بسيار تعيين فرمود ، و ائمه و علما را عزيز داشت ، و تعظيم زهاد و عباد از لوازم احوال خود شمرد ، و خلق ممالك غور در عهد او برفاهيت روزگار گذاشتند ( و برادر او شيش بن محمد در ظل حمايت او روزگار ميگذرانيد ) چون مدتى از عهد دولت [ ( 3 ) ] او بر آمد و مملكت غزنين از محمود به مسعود رسيد ، امير شيش را پسرى عباس نام در غايت قوت و شوكت در رسيد ، خروج كرد ، و عم خود امير ابو على را بگرفت و ممالك غور در ضبط آورد . و السلام على من اتبع الحق و الهدى . السادس الملك ( الامير ) عباس بن شيث ( بن محمد بن سورى ) امير عباس مرد شجاع بود ، و بى باك و دلير بيرحم و در غايت رجوليت و شهامت ، چون به حد جوانى و نهايت قوت برآمد ، جماعتى از احداث و جوان را در سر عهد داد و با خود در سلك عصيان كشيد و ناگاه خروج كرد

--> [ ( 1 ) ] اصل : بلنديش [ ( 2 ) ] مط : عصيان [ ( 3 ) ] مط : چون مدت عهد .